۱۳۸۷ مرداد ۹, چهارشنبه

سه تا رباعی راجع به معشوقه ی مونث



ای زلف تو ام کمند حلق آویزی

چه جور سمی به جام ما می ریزی؟

چه جور نقشی به جان ما میندازی؟

چه خطوطی؟ کدام رنگ آمیزی؟

***

در دست چپت جام عقیقی داری

با آن یکی دست بطری بر می داری

هی می ریزی دو باره هی می ریزی

تا جایی که بالا بزنی چند باری

***

آن غمزه که از چشای آهویی توست

کار همه نیست، فن جادویی توست

گیراست اگر چه لحظه ای و میراست

میراست اگرچه جاودان و گیراست



۱ نظر:

shapoor.shakhdar گفت...

چه عجيب! روزگار مي گذرانم.. پير شده ام